مصطفى النوراني الاردبيلي
328
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
شير و جهت درد سينه و سرفه و لكنت زبان و لقوه و فالج و رعشه و كزاز و غيره استعمال مىشود . « 1 » عاقرقرحا گياهى است علفى كه در شمال آفريقا ، مخصوصا در الجزاير فراوان است . قسمت مستعمل گياه ، ريشه آن است كه اثر نيروبخش دارد . جويدن مقادير كم آن بُزاق را افزايش مىدهد . تنطور الكل آن مسكن دردهاى دندانى است . « 2 » خالد قماط گويد : على بن موسى الرضا عليه السلام اين داروها را براى بلغم بر من املاء فرمود : هليله زرد يك مثقال خردل دو مثقال و عاقرقرحا كه در عصر عود القرح گويند همه اينها را نرم كوبيده ناشتا با مسواك به دندانها مىكشند كه بلغم را مىبرند و بوى بد را پاك مىگردانند و دندانها را محكم مىنمايند . « 3 » گياهى است علفى ، چند ساله ، خيلى كوتاه ، بلندى آن از يك وجب هم كمتر و شبيه بابونه است . برگهاى آن داراى بريدگيهاى عميق و باريك و پوشيده از كُرك است . ريشه يا بيخ آن كه در طب سنتى آمده است ، دراز به طول 25 - 20 نوع آفريقاى شمالى آن كه در الجزيره مىرويد از نوع هندى آن مرغوبتر است . تركيبات شيميايى : از نظر تركيبات شيميايى در آن اسانس روغنى فرّار و پلى تورين يا پيرترين وجود دارد . خواص - كاربرد : در هند بهعنوان مولّد بزاق ، محرّك قلب ، مسكّن درد دندان ، تسكين دهنده درد رماتيسم مصرف دارد . مسهل بلغم ، مدرّ ، قاعدهآور است و ترشح شير و عرق را افزايش مىدهد . « 1 »
--> ( 1 ) - تحفه حكيم ، ص 180 ، فرهنگ داروها . ( 2 ) - ذيل طب النبى ، ص 191 ؛ الابنيه ، ص 219 ؛ قرابادين ، ص 286 ؛ فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 2264 ؛ ابن البيطار ، ج 3 ، ص 115 ؛ صيدنه ، ج 2 ، ص 924 . ( 3 ) - الطب ، ص 19 . ( 1 ) - معارف گياهى ، ج 5 ، ص 128 .